بسم رب العلی
سلام ماهی ها... سلام ؛ ماهی ها
سلام،قرمزها،سبزها، طلایی ها
اللهم یسر و عئن
سلام خدمت یکان یکان هموطنان جاااااااااااااااان، هموطنان پیشانی بلند و روی سفید ؛من و غزل کاربلدم از معبر امواج بین 400تا 700نانومتری طیف رنگهای سلول 24 در پیچ شمران نگاه شما حظ می کنیم، من دست به سینه رو به روی شما نشسته ام و از شما میخوام که بعد که شعر (و استثنائا ترانه) را خواندید، دور از جان مثل چی ،من و غزل و آره و اینا را نقد کنید.
سلام عزیزان، شاعران، ادبیاتیان و تمام جهانیان (لینک به وبگذر، یا همچنین چیزی)
این پست را تقدیم می کنم به دو عزیز سفر کرده از دنیای تارعنکبوتی و تمام آدمهای بدش:
به یاد مهدی موسوی -که تمام دنیای ادبیم را شریک است- تمام کلمات آبی در پستها قابل کلیک هست!
اول- اینبار ترانه، برای اولین باااااااااااااآر!
بدون حاشیه سر ترانه می رویم، اما باید داستان ترانه سرا شدنم را بگویم:
بعد از این که به وبلاگ چند دوست ترانه سرا رفتم، متوجه شدم که من هم استعداد ترانه سرایی، علاوه بر تنیس و پیانو زدن و داستان نویسی و کارگردانی و شاعری، دارم!
و این هم اولین ترانه ی من، با نام "شک می کنم ،پس هستم" (توضیح: کلمات سبز جزء ترانه نیستند)
مثلا دارید کلیپ می بینید، باید قوه ی تخیلتان را بالا ببرید و با توضیحات من کلیپ را در ذهنتان بسازید.
صحنه ی اول: ابتدای آهنگ شبیه به آرچ داک تریوی بتهون شروع می شود، من را نشان می دهد که سوار یک فراری قرمز شده ام و دم خانه ی خیلی بزرگم توی دبی پارک می کنم ،یکهو همه جا تاریک می شود. صحنه ی بعد یک اتاق تاریک است که دور من یک دایره ی نورانی روشن است و چندتا از خانم های معلوم الحال مشغول اعمال ضاله ،آن هم در نزدیکی من، می باشند
یکهو آهنگ قطع می شود و نوشته های زیر می آید:
آهنگ:شک می کنم؛ پس هستم . آهنگ ساز و تهیه کننده و تدوین گرو اینا: موجی
شاعر و خواننده: افشین حیدری (ابوالغزل)
بعد من شروع به خواندن می کنم، خودتان می توانید بقیه ی کلیپ را حدس بزنید:
به درک که برمی گردی
گم شو و گورتو گم کن
وقتیم اونجا رسیدی
اگه خواستی،تلفن کن
(کر،دوبار:) اگه خواستی تلفن کن
حالا هم که این جا نیستی
صدات می پیچه تو گوشم
واسه این که از تو دور شم
بگو لباس چی بپوشم؟
(کر،دوبار:)بگو لباس چی بپوشم؟
وقتی که "کافکا" میخونم
"گابریل" از روی پوستر
با حسادت ،با یه من خشم
منو هل میده تو توستر
(کر،دوبار:)منو هل میده تو توستر
تو چشات عینه "دکارته"
قربونه شبهه و شکّات
می شکی، پس مال منی
پست مدرنه دو تا دستات
(کر،دوبار:)پست مدرنه دو تا دستات
(کر و خواننده با هم :)
وقتی که فلسفه و غم
ما دو تا را ول نمیده
پس بیا لای لالا لای لای!
که تنهایی حال نمیده
(کر آنقدر می خواند تا صدایش فید شود و "ه" را می کشد و نعره اش را تا انتها ی عرش می رود:) که تنهایی حال نمیده
دوم- 30آ30 و در فواید خاموشی *
من الآن از کامپیوتر برادر کوچکم مشغول تایپ کردن و آپ کردن هستم و شما می پرسید که چرا لپ تاپ خودم نه؟ و من هم جواب میدهم :
...دو هفته ی پیش، وقتی که از کلاس شیمی آمدم خانه، و جزوه ی شیمی را پرت کردم روی میز کامپیوترم، دیدم که چراغ خوابم روشن است. ناگفته پیدا نیست که آن موقع ساعت 11به خانه رسیدم. خیلی سریع لپ تاپم را روشن کردم و یکهو برق رفت؛ آری، رسم روزگار چنین است (نکته ی کنکوری: لپتاپ اگر شارژ داشته باشد، هنگامی که برق نیست هم کار می کند). من هم خنده ای کردم و انگار داشتم به قیافه ی وزیر نیرو می خندیدم (ناگفته پیداست منظور من ،وزیر نیروی دولت معلوم الحال خاتمی است). پریز چراغ خواب را که تا آن موقع روشن بود را در آوردم و سیم مودم را به جایش زدم. بعد صفحه ی اینترنت دیال آپ کانکشن را باز کردم و روی کانکت کلیک کردم. دیدم کانکت نمی شود، سه ،چهار بار تلاش کردم و دیدم بازهم نشد.آری، رسم روزگار چنین است.
خدا امیدتان را نا امید نکند الهی، ولی من که آن موقع نا امید بودم، بالاجبار به یاد شعر (رو سر بنه به بالین) افتادم و خودم را روی تخت ول کردم. ساعت یک و چند دقیقه اش را یادم نیست، بلند شدم و دوباره کانکت شدم. ناگفتنی است که آن موقع برق آمده بود،ولی همین که به اینترنت وصل شدم دوباره برق رفت. اگر شما تاحالا نفهمیدید، همانطور که من آن موقع نفهمیده بودم، سیم مودم را به جای برق وصل کردم و مودم لپ تاپم سوخت.آری، رسم روزگار چنین است.
*در فواید خاموشی؛ نام باب چهارم گلستان است
حالا چند تا تیتر سیاسی: (سعی می کنم کم تر از ده تا بشه، این بار تیترها را از هفته نامه ی وزین 40چراغ آوردم)
-متّهم کردن بروس لی به سرقت ادبی از کتابهای کنفسیوس
-ممنوعیّت لباس های تنگ در عربستان
-عضویت من در سایت ان نت لاگ دات کام
...فاتح شدم!
خود را به ثبت رساندم
خود را به نامی، در سایت نت لاگ، مزین کردم
و هستی ام در یک تار عنکبوت مشخص شد
پس زنده باد افشین آندر لاین پاتر، صادره از بخش مرده ها، ساکن اصفهان
-رشد 10برابری صادرات آمریکا به ایران که اکثرا شامل لباس های زنانه و اسپرم گاو است در زمان ریاست جمهوری پرزیدنت بوش
-اعتراض مشاور هنری رییس جمهور به پخش انیمیشن حمله ی ناو آمریکایی به هواپیمای ایرباس
-دعوت چند تن از سران اصولگرا از خاتمی برای شرکت ریاست جمهوری دوره ی بعد
- دعوت چند تن از تهان (بر عکس سران!) اصلاح طلب از خاتمی برای عدم شرکت در ریاست جمهوری دوره ی بعد
-دعوت چند تن از سران و تهان اصلاح طلب و اصولگرا و کارگزار و... از عدم کاندیداتوری م.ا.نژاد برای ریاست جمهوری بعد
اما به جان خودم، نه! به جان فروغ...
"من خواب دیده ام که کسی می آید
من خواب یک ستاره ی قرمز دیده ام
و پلک چشمم هی می پرد
و کفش هایم هی جفت می شوند
و کور شوم
اگر دروغ بگویم، ریرا!
من خواب آن ستاره ی قرمز را
وقتی که خواب نبودم، دیدم
کسی می آید
کسی می آید
کسی دیگر!
کسی بهتر!
کسی که مثل هیچ کس نیست، مثل پدر (استعاره از رفسنجانی) نیست، مثل انسی (استعاره از خاتمی) نیست
مثل یحیی (استعاره از احمدی نژاد) نیست، مثل مادر (استعاره از کروبی) نیست
و مثل آن کسی ست که باید باشد
و قدش از درخت های خانه ی معمار هم بلند تر است...( از این تکه می فهمیم که عمرا اگر احمدی نژاد بیاید!)"
و الی آخر، ریرا...!
-وزارت ارشاد: غرض ورزان،با ارائه دادن کتابهای پیچیده ،در پروسه ی صدور مجوز اختلال ایجاد می کنند و باعث می شوند که صدور مجوز دیرتر صورت گیرد
-یکی از اساتید فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی در مصاحبه با شبستان: بهتر است مدتی دانشگاهها را تعطیل کنیم و فکر کنیم چرا به دانشگاه نیاز داریم! (بیش از این ها،آه، آری، بیش از این ها می توان خاموش ماند...)
-مشاور رسانه ای رییس جمهور در گفتگو با مهر : دولت نهم روزی 1400 پروژه افتتاح می کند. ما حساب کردیم دیدیم یعنی تقریبا دقیقه ی یک دانه و یعنی در سه سال گذشته بیش از یک و نیم میلیون پروژه.
سوم- غزل جدید
(توضیح: می دانم طرز زیر هم تایپ کردن در غزل اشتباه است
ولی یک بیت در یک خط جا نمی شود!)
وقتی که زندگی غرقه در کرانه است
"چشم پسر به راه دستها" ترانه است
وقتی که هی شما به دلم حمله می کنید
نجوای تلخِ کوچکِ من عاشقانه است
آه! من که یک عمر بدوم هم نمی رسم
ابراز عشق من به شما یک بهانه است
جان!منتظر نمان که به دنیا پل بزنم
وقتی که رنگ او، رنگی مادرانه است
چشمی که ماهیم،پشتش ماه ناقصیست
آن بدرِ پشتِ چشمِ تو تنها اشاره است
روزی که کهکشان به شما طعنه زن شود
شاید که چشم کورش پشتش ستاره است
روزی که ماهِ چشمِ تو از من بِدَر شود
وای! شک نکن برایم مرگ هم بشاره است
حالا که زندگیّ تو یک شعر می شود
باور بکن که کل جهان استعاره است
چهارم- خواهش!
اول از همه بگویم که سایت گروه ما، گروه فرهنگی اروین در حال بازگشایی و راهگشایی است، دیدن بفرمایید
توی این ماه این کتابها را خواندم: روی ماه خداوند را ببوس،تاریخ هنر جلداول، سلاخ خانه ی شماره ی 5 (هر شب رادیو فرهنگ از ساعت یازده و نیم تا دوازده روی موج اف ام بازخوانیش می کند، امشب گوش بدهید!)، بینامتنیت (گراهام آلن)، یاوه های مد روز(آلن سوکال، در مورد پست مدرنیسم)، چند کتاب شعر از دوستان عزیز (سید مهدی موسوی سفر کرده، مونا زنده دل، هدی قریشی و زهرا معتمدی، از دوستان و شعرای خوب پست مدرن)، و چیزی که خیلی عالی بود: کافکا در ساحل از هاروکی موراکامی
الآن هم مشغول عشق سال های وبا هستم، از مارکز. رمانم هم دارد خوب پیش می رود، ولی خیلی گیجم کرده!
حرفی نیست به جز همان که همه بهش عادت کرده ایم:
لطفا نقد بفرمایید،
لطفا نقد کنید،
خیلی خیلی خیلی ممنونم!
---------------------------------------------
پیوست خیلی خیلی مهم تر از متن:
الف- اولین شوک به این پست وقتی وارد شد که فهمیدم خسرو شکیبایی درگذشت.روحش شاد
ب-دوستان عزیز! ممنون از نقدکردنتان. یک توضیح در مورد ترانه اینست که واقعا ترانه ش طنز است و من نخواستم کسی را مسخره کردم و همچنین اصلا قرار نبود ترانه سرا باشم! این را فقط برای طنزش نوشته ام
ج- وبلاگ گروه دوستی اروین هم مشکلاتی در سرورش پیش آمد.انشا.. به محض رفع مشکل خبرتان می نم
د۰این هفته نیستم، فکر کنم تا جمعه ی دیگر یا جمعه ی دیگر دیگر یا شنبه ی دیگر دیگر دیگر یا...